العلامة المجلسي

790

حياة القلوب ( فارسي )

حق تعالى فرمود : اى موسى ! چون دانستى كه از شكر من عاجزى وشكر هم نعمت من است ، مرا شكر كردى چنانچه شكر حقّ من است « 1 » . ودر حديث معتبر از امام محمد باقر عليه السّلام منقول است كه حق تعالى وحى نمود به موسى عليه السّلام كه : مرا دوست دار ومرا دوست گردان نزد خلق من . موسى عليه السّلام گفت : پروردگارا ! مىدانى كه هيچ‌كس نزد من از تو محبوبتر نيست ، امّا با دلهاى بندگان چه كنم ؟ حق تعالى وحى فرستاد به أو كه : نعمتهاى مرا به ياد ايشان بياور تا مرا دوست دارند « 2 » . در حديث صحيح از آن حضرت منقول است كه : موسى عليه السّلام از حق تعالى سؤال كرد أول زوال شمس را كه أول وقت ظهر است به أو بشناساند . پس حق تعالى ملكي را موكّل گردانيد كه هرگاه زوال بشود حضرت را اعلام نمايد . پس روزى آن ملك گفت : اى موسى ! زوال شد . گفت : چه وقت ؟ گفت : آن وقت كه گفتم ، وتا اين أحوال را پرسيدى آفتاب پانصدساله راه حركت كرد « 3 » . به سند معتبر ديگر از حضرت صادق عليه السّلام منقول است كه : وحى الهى به موسى عليه السّلام رسيد كه : اى موسى ! يكى از أصحاب تو نمّامى مىكند بر تو وسخن تو را به دشمنان تو مىگويد ، از أو حذر كن . گفت : پروردگارا ! من أو را نمىشناسم ، أو را به من بشناسان تا از أو حذر كنم . حق تعالى فرمود كه : من بر أو عيب كردم سخن‌چينى را ، تكليف مىكنى مرا كه نمّامى كنم . موسى عليه السّلام گفت : پروردگارا ! پس من چون كنم ؟

--> ( 1 ) . قصص الأنبياء راوندى 161 ؛ كافى 2 / 98 . ( 2 ) . قصص الأنبياء راوندى 161 . ( 3 ) . قصص الأنبياء راوندى 161 .